الشيخ حسين المظاهري
40
در ساحل سپيده اخلاص (فارسى)
بيايد . حضرت آية الله العظمى گلپايگانى و حضرت آية الله العظمى آقاى اراكى هم براى من نقل مى كردند كه رفتم سر بالين يك اهل علمى . چشمهايش را در چشم من دوخت و گفت : تو و من عمرى مثل هم بوديم ، من قال الباقر و قال الصادق گفتم ، و تو هم قال الباقر و قال الصادق گفتى ، چرا بايد من خانه نشين بشوم و تو اين رياست را داشته باشى ، خدا خيلى ظالم است . اين فرد به جاى « لا إله الا الله » مى گويد خدا خيلى ظالم است . ديگر نمى شود . ديگر نمى تواند ؛ چرا كه نور نيست . وقتى كه نور نيست ، به قول قرآن شريف : « وَ مَن لَم يَجعَلِ اللهُ لَهُ نوراً فَما لَهُ مِن نورٍ » « 1 » ديگر آنجا اراده كار نمى كند ، الا اراده اى كه وابسته به اراده حق باشد . الا كسى كه رابطه اش با خدا و با ولايت محكم باشد . مى گويند ، به كسى كه در حالت عادى نبود ، مى گفتند بگو « لا إله الا الله » ، مى گفت نمى گويم . حال عادى كه پيدا كرد ، به او گفتند آقا اين چه وضعى بود ؟ به شما مى گفتم بگو « لا إله الا الله » ، مى گفتى نمى گويم . گفت بله ، آن وقت كه شما مى گفتيد ، شيطان هم مى گفت بگو « لا إله الا الله » و به شيطان مى گفتم چون تو مى گويى بگو « لا إله الا الله » ، نمى گويم . كسى كه الآن بتواند توى دهان شيطان بزند ، آنجا هم مىتواند . و الا شيطان اول مى گويد بگو « لا إله الا الله » و بعد هم به او مى گويد كه سجده كن بر من تا آبت بدهم همانطور كه در روايات هم داريمسجده كن بر من تا از دست عزرائيل نجاتت بدهم . او آدم را گول زد ، من و شما را نمى تواند گول بزند ؟ مى گويد اگر مى خواهى از دست عزرائيل نجاتت بدهم ، سجده كن بر من . اشاره كن به من ، دينت را بده به من و آن بيچاره هم بى دين مى ميرد ؛ « ان كَذَّبوا بِاياتِ اللهِ » . استاد بزرگوار ما حضرت امام رضوان الله تعالى عليه در درسهاى اخلاقشان جمله اى داشتند كه خيلى تكان دهنده بود . مى فرمودند : همه ما مى دانيم كه دم مرگ ، امير المومنين ( ع ) مى آيد و همه و همه اميرالمومنين ( ع ) را مى بينند . « يا حار همدان مَن
--> ( 1 ) - و كسى كه خدا نورى براى او قرار نداده ، نورى براى او نيست . ( نور / 40 )